تبليغاتX
کرم کتاب

ای بی‌خبر از سوخته و سوختنی
عشق آمدنی بود ، نه آموختنی*
*سنایی


:: چهارشنبه 1388/10/09 - کرم کتاب


عشق آمد و آفتابی‌ام کرد
با این همه ابــر آبی‌ام کرد

:: شنبه 1388/10/05 - کرم کتاب


بالاخره کشتم‌ت!

:: جمعه 1388/10/04 - کرم کتاب


تو نیستی،
و من به تو که فکر می‌کنم
ذهن‌م آفتابی می‌شود و دل‌م ابری!


:: دوشنبه 1388/09/30 - کرم کتاب


در روزهای سرد، دل‌م با یک فنجان چای داغ هم گرم می‌‌شود!

:: پنجشنبه 1388/09/26 - کرم کتاب


امروز صبح آزادی قفل شد.


:: چهارشنبه 1388/09/25 - کرم کتاب


بسمه تعالی

سال‌روز شانزده آذر، روز استکبار ستیزی دانشجویان مسلمان دانشگاه تهران در دوره سیاه رژیم ستم‌شاهی و روز دانشجو را گرامی داشته و اعلام می‌دارد این حماسه جاودانی دانشجویان فهیم که با تقدیم سه قربانی بزرگ بر علیه نقشه‌های شوم انگلیس و آمریکا همراه بوده، در جامعه ما آن‌گونه که باید در تاریخ ثبت نگردیده و این واقعه به لحاظ ماهیت استکبار ستیزی آن سرآغاز جنبش دانشجویی کشور است که باید زنده نگه داشته شود. دانشگاه تهران مهد این حماسه پرشکوه که مورد توجه همه جریان‌های سیاسی است، در پی حوادث هفته اخیر در صحن مقدس دانشگاه، اعلام می‌دارد که هر اقدامی که شأن و منزلت دانشگاه و دانشگاهیان را مخدوش نماید محکوم نموده و مجدداً تاکید می ‌نماید دانشگاه محل حضور دانشگاهیانی است که در جهت اعتلای علم و اخلاق و پژوهش گام برمی‌دارند و خواستار حفظ حرمت و قداست آن می‌باشند.‌
تاریخ: 21 آذر 1388
لینک: http://ut.ac.ir/fa/news


:: دوشنبه 1388/09/23 - کرم کتاب


به آرامی آغاز به مردن می
کنی
اگر سفر نكنی،
اگر كتابی نخوانی،
اگر به صداهای زندگی گوش ندهی،
اگر از خودت قدردانی نكنی.

به آرامی آغاز به مردن میكنی
زمانی كه خودباوری را در خودت بكشی،
وقتی نگذاری ديگران به تو كمک كنند.

به آرامی آغاز به مردن میكنی
اگر برده  عادت
‌های خود شوی،
اگر هميشه از يک راه تكراری بروی،
اگر روزمرّگی را تغيير ندهی،
اگر رنگ
های متفاوت به تن نكنی،
يا اگر با افراد ناشناس صحبت نكنی.

تو به آرامی آغاز به مردن میكنی
اگر از شور و حرارت،
از احساسات سركش،
و از چيزهايی كه چشم
هایت را به درخشش وا میدارند،
و ضربان قلب
ت را تندتر می‌‌‌‌‌‌كنند،
دوری كنی.


تو به آرامی آغاز به مردن می
كنی
اگر هنگامی كه با شغل
ت، يا عشقت شاد نيستی، آن را عوض نكنی،
اگر برای اطمینان در نامطمئن خطر نكنی،
اگر ورای روياها نروی،
اگر به خودت اجازه ندهی كه حداقل يک بار در تمام زندگی
‌ات ورای مصلحت انديشی بروی.

امروز زندگی را آغاز كن!
امروز مخاطره كن!
امروز كاری كن!
نگذار كه به آرامی بميری!
شادی را فراموش نكن!*
*پابلو نرودا، ترجمه احمد شاملو

:: شنبه 1388/09/21 - کرم کتاب


سیاست ما عین دیانت ماست و دیانت ما عین سیاست ماست و هر دو هم از پایه خراب است!


:: سه شنبه 1388/09/17 - کرم کتاب


اولین شونزده آذری‌ه که توی دانشگاه نیستم:(


:: دوشنبه 1388/09/16 - کرم کتاب


نه فقط خردمندی قرون گذشته٬ بلکه دیوانگی‌های آن‌ها نیز در ما به جا می‌ماند. خطر بزرگی‌ست که وارث دیگران باشیم.*
*فردریش نیچه
:: یکشنبه 1388/09/08 - کرم کتاب


لامصب نمی‌‌دونی اون برق برق زدن چشم‌هات چه‌کارم می‌‌کنه!!!

:: جمعه 1388/09/06 - کرم کتاب


باران بی‌‌قراری می‌‌بارید
باران و برف
گفتیم تر نشویم
پناهی جستیم
در آب چاه بسته و تاریکی پنهان شدیم.*
*هر از گاهی بنشین- فریبا منتظر ظهور- انتشارات مروارید

پ.ن: سرنوشت مفهوم مزخرفی‌ست برای به گردن نگرفتن تقصیر.

:: جمعه 1388/09/06 - کرم کتاب


ورق‌ها را که بر می‌زدی
می‌دانستم دل آس و پاس‌م
گشنیزی هم نمی‌ارزد برای تو
ورق‌ها را که می‌چیدی
هنوز کنارم بودی
فاصله‌ی دل‌هامان را اما،
سربازی مشق قدم آهسته می‌کرد.

[] [] []

بر بستر گناهی تازه
خواب تو را می‌‌بینم
بیدار می‌شوم
رد انگشتان‌ت
بر ملافه‌ها جا مانده است.*
*ماه میهمان چشمان تو بود- فریاد شیری- انتشارات مروارید


:: پنجشنبه 1388/09/05 - کرم کتاب


پسرها حالا باید سرماهای سخت بخورند تا با سی و هفت درجه حرارت عاشق دخترها بشوند.*
*یوسف­آباد، خیابان سی و سوم- سینا دادخواه- نشر چشمه


:: چهارشنبه 1388/09/04 - کرم کتاب


بعضی حرف‌ها را هیچ وقت نمیشه گفت.

:: دوشنبه 1388/09/02 - کرم کتاب


هم از اسب افتادی، هم از اصل!
پ.ن: من هنوز محاکمه در خیابان را ندیده­ام و هر گونه تشابه این پست با دیالوگی از این فیلم کاملن تصادفی است.

:: یکشنبه 1388/09/01 - کرم کتاب


تراژدی انتخاب بین دو شر است، وقتی نه راه پیش داری و نه راه پس!

پ.ن: این همه ابرهای خاکستری در ذهن‌‌­م از کجا می­آیند؟!

:: یکشنبه 1388/08/24 - کرم کتاب


عزیزم ارزش­ت به پولی­ه که نداری!

:: شنبه 1388/08/16 - کرم کتاب


اولین واکنش ذهن زخمی از تجربه­‌ی جهنمی انکار است.*
*بورخس

:: شنبه 1388/08/16 - کرم کتاب

امان از این قلب‌های مهربان بیدادگر!*
*داستایوفسکی
:: چهارشنبه 1388/08/13 - کرم کتاب


تمام افسوس­ من از این است که چرا برنامه­ ریزی نکرده بودم تا در تاریخ 8/8/88، 888امین پست­م را پابلیش کنم!


:: شنبه 1388/08/09 - کرم کتاب


یه خودکار بیک چهار رنگ خریدم به یاد قدیما. از اونا که نصفش سفیده و نصفش آبی!

:: سه شنبه 1388/08/05 - کرم کتاب


ازت گذشتم!

:: جمعه 1388/08/01 - کرم کتاب


نه آن قدر دور باش، نه این قدر نزدیک!


:: سه شنبه 1388/07/28 - کرم کتاب